تبليغاتX
روانشناسی
روانشناسی
تجمع دانشجویی و اساتید محترم روانشناسی و سایر رشته ها- دانشگاه پیام نور گناباد 
قالب وبلاگ

چطور از عصبانیت جلوگیری كنیم؟


زمانی یك فرد، فهمیده و باشخصیت محسوب می شود كه در موقعیت‌های سخت و تحریك‌كننده، كنترل اوضاع را به‌خوبی در دست بگیرد. بعضی از آدم‌ها وقتی عصبانی می‌شوند، بدون اینكه عواقب آن را در نظر بگیرند، تمركز خود را از دست می‌دهند و دست به كارهایی می‌زنند كه خودشان هم بعدا باور نمی‌كنند كه چنین اعمالی را انجام داده اند. آنها به‌علت اینكه نتوانسته‌اند لحظه‌ای كوتاه بر خشم خود غلبه كنند، افكار و اعمال مخفی خود را برای دیگران به نمایش گذاشته‌اند.

افكار مخفی را می‌توان واكنشی آنی دانست كه مغز آدمی در پاسخ به شرایط به‌وجود آمده، به شما پیشنهاد می‌دهد، اما بعضی مواقع بهتر و صلاح است كه پیشنهادهای مغز را مخفی نگه داریم و از انعكاس آن به دنیای خارج خودداری كنیم.

ما اگر بخواهیم محبوبیت و شخصیت خود را نزد دیگران حفظ كنیم باید بدانیم كه هر لحظه ممكن است شرایطی پیش آید كه محبوبیت و شخصیت ما بدون آنكه خودمان بدانیم در معرض آزمایش و خطر قرار بگیرد و اگر آن زمان كوچك‌ترین اشتباهی از ما سر بزند، شخصیت ما نزد دیگران لكه دار خواهد شد. موقعیت‌های پیش آمده هرچه‌قدر هم هولناك و طاقت‌فرسا باشند، باز هم اطرافیان این توقع را از ما دارند كه در مقابل مشكلات و معضلات با بردباری و درایت رفتار كنیم و هر گونه واكنش تند و غیرمعقول، عدم‌توانایی ما در حل مشكلات را در افكار دیگران تداعی خواهد كرد.

عصبانیت، جزو جدانشدنی زندگی افراد است و تنها نحوه برخورد شخص در مهار آن است كه می‌تواند موجب بروز یا كنترل عصبانیت شود.

با در نظر گرفتن راه‌هایی كه در زیر ذكر شده، می‌توان از بروز عصبانیت در خود و دیگران جلوگیری كرد و یا حداقل از شدت آن كاست:

- در زمان مشاجرات سعی كنید از لحن و كلماتی استفاده كنید كه موجب آزار طرف مقابل‌تان نشود و او را تحریك نكند.

- رفتار خود را تحت كنترل داشته باشید و از نمایش اعمالی كه موجب بی‌احترامی و توهین به دیگران می‌شود، خودداری كنید.

- موقعیت شناس باشید و با یادآوری این جمله در ذهنتان كه "هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد" در زمان مطرح كردن موضوعات، مطمئن شوید كه اكنون شرایط و موقعیت شما و طرف مقابل‌تان برای گفت‌وگو مناسب است یا نه؛ مثلا فرد غریبه‌ای در میان شما حضور نداشته باشد، یا خودتان و طرف مقابل آمادگی ذهنی لازم برای بحث در رابطه با آن موضوع را داشته باشید، زمان كافی و مناسب باشد، مدارك و مستندات قابل بحث در دسترس باشد، افراد تحریك‌كننده و سوءاستفاده‌گر در بین شما نباشند، مكان گفت‌وگو مناسب باشد تا شرایط محیطی ذهن شما را مخدوش نكند. - به مشكلات بخندید! در زمان گفت‌وگو خوش اخلاق باشید و در برابر ناملایمات لبخند بزنید تا عصبانیت شما بروز نكند. طوری بخندید كه طرف مقابل فكر نكند او را مسخره می‌كنید و با حالتی كه نسبت به یكدیگر احساس صمیمیت بیشتری كنید بحث خود را با خنده و شوخی همراه كنید.

- با رفتار وخود به طرف مقابل اطمینان دهید كه خواهان حل مشكلات هستید و با شخص او مشكلی ندارید.

- به‌گونه‌ای رفتار كنید كه دیگران احساس نكنند قصد زرنگی، فریب و سوءاستفاده از آنها را دارید. برای این كار بهتر است قبل از ارائه راهكار، خودتان را جای طرف مقابل بگذارید تا ببینید از نتیجه كار راضی می‌شوید. اگر این طور بود بعد آن را مطرح كنید و در زمانی كه او راهكاری ارائه می‌دهد، باز هم موقعیتش را در نظر بگیرید و سپس پاسخ دهید.

- اشتباهات خود را بپذیرید و بابت آن به صراحت عذرخواهی كنید. بهترین زمان عذرخواهی كه بیشترین تاثیر را در طرف مقابل خواهد داشت، همان زمانی است كه شما به اشتباه خود پی برده‌اید.

- اگر در زمان گفت‌وگو احساس كردید كه تحملتان به سر آمده، به آرامی عذرخواهی كرده و ادامه بحث را به زمان دیگری موكول كنید.

- برای مشاجرات جدی زنگ تفریح بگذارید و هر چند وقت یك بار بحث را متوقف كنید و چیزی بخورید، هوایی تازه كنید یا صورت خود را با آب سرد بشویید.

- سعی كنید به نكات مثبت سخنان طرف مقابل تان بیشتر توجه كنید و از صحبت‌های او برداشت منفی نداشته باشید.

- از دروغگویی و انكار اتفاقات خودداری كنید.

- اشتباهات او را بزرگ نمایی نكرده و خطاهای خود را كوچك نشمارید.

- به تهدید و موقعیت‌های خوب خود متوسل نشوید.

- عاقلانه و عادلانه قضاوت كنید.

- اگر طرف مقابلتان درمانده است و به چیزی نیاز دارد، سعی كنید توقعش را به درستی درك كنید.

- بد نیست كه بعضی مواقع گذشت كنید و به نفع طرف مقابل‌تان رای بدهید. او هم این كار شما را مدنظر خواهد داشت و در جایی جبران خواهد كرد، به این ترتیب مشكل به راحتی حل خواهد شد. دقت كنید كه اگر خلاف آن را انجام دهید، نتیجه برعکس خواهد بود.

- به آرامی سخن بگویید و هر چند وقت یك بار خود و طرف مقابل‌تان را به آرامش دعوت كنید.

- احساسات او را جریحه‌دار نكنید.

- اگر طرف مورد بحثتان همسر یا فرد نزدیك به شما است، هر چند وقت یك بار به او بگویید دوستش دارید و بد او را نمی‌خواهید.

- در صورت امكان با طرف مقابلتان صمیمی باشید و او را در آغوش بگیرید یا شانه‌هایش را لمس كنید.

- از یكدیگر پذیرایی كنید، حتی اگر میزبان نباشید.

- بعضی مواقع بد نیست كه بحث را عوض كنید و در مورد موضوعاتی كه طرف مقابلتان علاقه دارد صحبت كنید.

- زمانی كه از سخنان طرفتان خرسند می‌شوید او را مطلع‌سازید و اگر از صحبت‌هایش ناراحت شدید با مهربانی به او توضیح دهید و خواهش كنید كه روش خود را تغییر دهد.

- در پایان گفت‌وگو به او بگویید كه جلسه خوبی داشتید و به نتایج روشنی رسیدید.

در پایان به مغزتان بگویید، زمانی که عصبانیت می شوید به جای ارسال پیشنهادهای خطرناك به شما، یادآور شود كه "وقتی عصبانی هستی، بیشتر از همیشه مراقب رفتارت باش."

[ دوشنبه 1391/01/07 ] [ 10:29 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
فهرستی از بعضی از علل رایج عصبانیت نسبت به دیگران، می تواند بدین ترتیب باشد :

1 - وقتی دیگران كاری را انجام می دهند كه موافق نظر ما نیست .

2 - وقتی دیگران ما را درك نمی كنند.

3 - وقتی دیگران مانع از ارضای نیازهای ما می شوند (یك نیاز می تواند روان شناختی باشد از قبیل نیاز به مورد قبول دیگران قرار گرفتن، مورد احترام دیگران بودن، یا داشتن عزت نفس  )

4 - وقتی دیگران به ما احترام نمی گذارند.

5 - وقتی دیگران فكر می كنند كه برتر از ما هستند.

6 - وقتی دیگران سعی در كنترل یا سرکوبی ما دارند.

7 - وقتی دیگران ما را مورد انتقاد قرار می دهند.

8 - وقتی به ما دروغ می گویند یا درباره زندگی خصوصی ما صحبت می كنند.

9 - زمانی كه دیگران ما را اذیت می كنند یا شخصی بر روی كارهای ما دقیق می شود.

10 - وقتی دیگران مقاصد شر یا انگیزه های پنهانی دارند.

11 - وقتی دیگران منفی نگر هستند، شكایت می كنند، ناله می كنند، انتقاد می كنند.

12 - زمانی كه بعضی از افراد فكر می كنند بیشتر از همه می دانند.

13 - وقتی بدون این كه بپرسیم به ما اطلاعات می دهند.

14 - وقتی افراد نقش قربانی یا بدبخت را بازی می كنند و می خواهند به آنها توجه شود.

15 - زمانی كه دیگران برای مراقبت از خودشان پرستار نمی گیرند یا محموله و بار خودشان را حمل نمی كنند.

16 - وقتی افراد زیاد اشتباه می كنند.

17 - زمانی كه افراد به قولشان یا قرار ملاقات توجه نمی كنند.

18 - وقتی دیگران ضعیف و وابسته هستند.

19 - هر وقت سایرین خودپسندانه عمل می كنند و نسبت به نیازهای ما بی اعتنایی می كنند.

20 - هنگامی كه دیگران از ما یا سایرین استفاده می كنند.

21 - وقتی دیگران سرد و غیر حساس هستند.

22 - زمانی كه افراد نسبت به دنیای اطرافشان یا تعهدات خود احساس مسئولیت نمی كنند.

23 - وقتی دیگران تنبلی می كنند.

24 - زمانی كه نیازهای ما را نادیده می گیرند.

25 - وقتی دیگران ما را نادیده می گیرند و سایر دلایل دیگر.

[ پنجشنبه 1390/07/07 ] [ 6:10 ] [ دانشجوی روانشناسی ]

 

ذهن و روان انسان ها همواره گوش به زنگ علائم خطری است که پیرامون افراد وجود دارند و ما را احتمالاً از وقوع رخدادهای ناخوشایند آگاه می سازند. فکر تمام انسان ها مجهز به یک مکانیسم دوراندیشی و پرهیز از خطر است که تا حد ممکن ما را از گزند عوامل گوناگون در امان می دارد. در روند یک حادثه ناخوشایند، نخستین مرحله احساس خطر است که موجب تپش قلب، افزایش فشارخون، عصبانیت ، رنگ پریدگی و انقباض عضلات می شود و فرد را برای مرحله بعد یعنی "گریز یا ستیز" آماده می سازد. بنابراین مکانیسم های احساس خطر که نوعی "هراس" را در آدمی برمی‌انگیزند، برای "بقاء و دوام هستی" او ضروری هستند. البته عصبانیت و نگرانی را می ‌توان پیش درآمد بروز اضطراب  نیز دانست.

اضطراب

عبارت است از ترس از یک عامل ناشناخته که موجب پریشانی فکر و بروز علائم احساس خطر در برخی مواقع می شود. از این رو در فرآیند اضطراب، برخلاف ترس طبیعی و واقعی عامل حقیقی اضطراب آور یا خطرناکی وجود ندارد، بلکه فقط به طور خودکار و گاه تنها بر اثر تلقین خود شخص، ذهن آدمی دچار احساس خطر می شود. اضطراب و عوامل نگرانی زا، اغلب هنگام شب تشدید می شوند و خواب راحت را از شخص نگران سلب می کند. زیرا در شب، به دلیل تاریکی، ذهن انسان حساس تر می شود و در واقع سعی می کند تمام اتفاقات گذشته را مرور کند. از این رو، مغز آمادگی بیشتری برای تولید فرآیند احساس خطر پیدا می کند. در حقیقت هرگاه ذهن ما در اثر تنش های روانی و استرس عصبی و حوادث ناخوشایند و ناگواری که در زندگی برایمان رخ می دهد، از روال عادی خارج شود و حساسیت بیش از حد به رخدادهای آتی و احتمالی پیدا کند، دچار اضطراب می شویم و کم کم به حالتی می رسیم که فکرمان فقط بر "اتفاقات ناگوار"، "حوادث ناخوشایند" و "بیماری های لاعلاج" متمرکز می شود. در واقع هرچه بیشتر نگران شویم، احساس خطر و هراس بر ما غلبه می کند و افکار مضطربانه بیشتر خواهیم داشت.

نگرانی، یکی از بزرگترین دشمنان سلامت انسان به شمار می رود. زیرا انسان بسیاری از وقت خود را صرف نگرانی درباره موضوعاتی می کند که هرگز در زندگی وی رخ نخواهند داد و اگر هم روی دهند آنقدرها که تصور می کرده است ناگوار نخواهند بود و در بسیاری از موارد این موضوعات بی اهمیت هستند.

نگران بودن از حوادث ناخوشایند یا خطرناکی که احتمال دارد به وقوع بپیوندند و هنوز در محیط پیرامون ما وجود ندارند، نه تنها برای روح و جسم ما مضر است بلکه وقت و انرژی ما را نیز هدر می دهد. نگرانی، عصبانیت و اضطراب در حقیقت قبول تألمات و ناراحتی ها پیش از بروز آنهاست. از سوی دیگر نگرانی یک اعلام خطر طبیعی است، نگرانی می‌تواند انسان را از یک اختلال یا رخداد غیرطبیعی آگاه کند. برای نمونه تشدید یا طولانی شدن سرفه‌های مزمن، می تواند آدمی را متوجه اختلالات شدید ریوی سازد. از این رو، سهل انگاری در چنین مواردی عاقلانه نیست، اما خود را به جریان تفکرات منفی سپردن و از شدت ترس، اضطراب، عصبانیت و بدبینی، ناتوان شدن نیز شیوه ای منطقی نیست. بنابراین به طور کلی مکانیسم نگرانی و احساس خطر باید به صورت یک "چراغ قرمز چشمک زن" تلقی گردد نه "چراغ قرمزی" که همواره روشن است. در واقع نگرانی با وجود مضراتش ممکن است به عنوان عنصری مفید انسان را به تحرک وادارد، زیرا نگرانی باعث احساس ناامنی می شود و در نهایت وقتی این احساس شدت گرفت، همچون ماشه ای که چکانده شود، فعالیت فرد را به دنبال دارد. فرد در این لحظه دست به اقدامی می زند که حس ناامنی را از بین ببرد و آرامش خاطر را به او باز گرداند. مانند مبادرت به مطالعه به منظور آمادگی برای امتحان یا انجام آزمایش های پزشکی برای اطمینان از سلامت کلی و یا تعویض لاستیک‌های فرسوده اتومبیل پیش از سفر. در واقع شما با انجام این اقدامات به آرامش خاطر می رسید. بنابراین نگرانی بسته به شرایط می تواند مفید باشد، به شرط آنکه در حد متعارف، منطقی و قابل کنترل به وجود آید.

چگونه می توان از نگرانی های بی مورد رهایی یافت؟

- پاسخ به این سؤال این است که برخی از نگرانی های ما پیرامون سه موضوع شکل می گیرند که اگر بتوانیم آنها را نادیده انگاریم، بسیاری از موارد استرس زا برای ما از بین خواهند رفت. این موارد عبارت اند از "موضوع های نگران کننده بی اهمیت"، "موضوع های بعید و نامحتمل" و "اتفاق هایی که هنوز روی نداده اند"، اگر بتوانیم این موارد را از فضای فکری خود حذف کنیم، خواهیم دید که تا چه حد به آرامش می رسیم و نگرانی و اضطراب ما کاهش می یابد.

راهکار دیگر کاستن از استرس، "فشار کار" است زیرا خستگی مفرط و تمرکز مداوم ذهن بر موضوع های نگران کننده و نامشخص، پدیده ای زیانبار است و در بلندمدت نیرو و انرژی انسان را تخریب می کند. بنابراین در چنین شرایطی بهتر است، تعهدها و مسئولیت های جدید نپذیرید، از ساعات کار بیش از حد اجتناب نمائید و در مقابل، "تغذیه مناسب "، "خواب کافی"، "استراحت"، "ورزش" و "تفریحات سالم" داشته باشید. در ضمن باید تلاش نمایید که بر عصبانیت خود غلبـه کنید. از ایـن رو، جهت آگاهی از رفتار خود دقت کنید هنگام مواجهه با رویدادهایی که خارج از اراده شماسـت ماننـد تأخیــر در انجـام قـول و قـرارها، تخلف سایر راننده هـا هنگام رانندگی یا اختلال در کار شما به علت اهمال کاری دیگران و... عکس العمل شما چگونه است؟ آیا سعی می کنید خونسردی خود را حفظ نمائید و منطقی باشید یا زود خونتان به جوش می آید، خشمگین می شوید و مشت خود را گره می کنید و محکم به روی میز می کوبید؟ در جامعه ماشینی و پیچیده امروز مشکلات بسیاری وجود دارد که ممکن است شما را خشمگین سازد، آیا در این مواقع فشار خونتان بالا می رود، ضربان قلبتان افزایش می یابد، عصبانی می شوید و در نتیجه پرخاشگری  می کنید.

اگر شما هم جزء این دسته افراد هستید که خیلی زود عصبانی می شوید و حتی با تماشای یک فیلم هیجان انگیز در تلویزیون خیلی زود به گریه می افتید، باید به این واقعیت آگاهی داشته باشید که سلامت شما در خطر است! به رغم آنکه خشم حالت هیجانی طبیعی است، با این وجود باید شیوه رویارویی با خشم را بدانید و از طریق کنترل آن نگذارید عصبانیت سلامت شما را به مخاطره بیاندازد. گرچه در برخی موارد خشم کنترل شده می تواند مفید باشد! و بروز حالات خشم و عصبانیت تحت کنترل به عنوان علامتی هشدار دهنده برای ما مفید واقع شود. به بیان دیگر وقتی شما متوجه نقص و کمبودی می شوید و پی می برید که مخاطب شما به ناحق بر موضع غلط خود پای می فشارد، از این رفتار عصبانی می شوید و در واقع آگاهی از این موضوع می تواند شما را به سمت راه حل آن راهنمایی کند. متخصصین رفتار شناسی بر این باورند که روان درمانی عصبانیت مانند سیستم "کنترل خطر" است. مثلاً اگر شخصی با شما بدرفتاری می کند، بروز حالات عصبانیت (البته اگر به گونه ای صحیح باشد) می تواند در نحوه انتقال پیام شما به او مفید باشد. یعنی شما ابتدا از رفتار غلط دوست خود عصبانی می شوید و در مرحله بعد هنگامی که رفتار خود را کنترل نمودید و به آرامشی نسبی دست یافتید، در این حالت می توانید به گونه ای او را متقاعد سازید که رفتارش درست نبوده است. اگر شما و همسرتان هیچ وقت جروبحث نمی کنید و هربار که از همدیگر ناراحت می شوید خشم خود را آشکار نمی سازید و آن را پنهان می کنید، همیشه باید منتظر باشید خشم و عصبانیت پنهانی شما تبدیل به آتشفشانی شود که خاموش کردن آن کار چندان ساده ای نیست. از این رو، اگر شما هر بار که ناراحت می شوید ناراحتی خود را با طرف مقابل مطرح کنید، برای سلامتی شما بسیار بهتر است تا اینکه هر بار خشم خود را سرکوب نمایید، زیرا در واقع، هر بار مشکلی به مشکلات قبل اضافه می شود، در حالی که شما باید هر بار معضل پیش آمده را حل کنید تا مشکلات بعدی نیز بر آن افزوده نشود. در غیر اینصورت دیری نمی پاید که شما با انبوهی از مشکلات مواجه می شوید که حتی نمی دانید چه وقت و در چه زمانی به وجود آمده اند!

[ جمعه 1390/04/10 ] [ 9:40 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
سلام دوباره

یهو یادم اومد از برنامه جشن گله نکردم

تا حالا به لپ تاپ نیاز نداشتم چون سیستم خونه بوده. اما روز جشن باید برای اجرای پاور از لپ تاپ استفاده می کردم. باورتون میشه یه دونه پیدا نکردم. اقای ی گفت نمیدم.زنگیدیم یکی از بچه ها. برداشته میگه عکس شخصی دارم.با اینکه وقتی کاری داره جونمو بی منت براش می زارم. خیلی نامرده. اقای ی میگن تعهد بده خرابش نکنی.منم که گورم کجا بود که کفنم باشه/ رفتم آقای پ رو گفتم. اومد تا در اتاقش بعد هم اقای ی میگه من تعهد رو از خود تو می خوام. پ هم قهر کرد و باز اومدیم سر خط

بالاخره ل اومد. بی منت میگه میدم. الهی هر چی از خدا میخواد بهش بده. نجاتمون داد.

حرفم این بود واسه کار خود دانشگاه باید از وسایل شخصی استفاده کنی. آخه وسایل دانشگاه فقط برای تماشاست نه برای استفاده. موندم بچه های زیست و شیمی برای ازمایشگاهشون چیکار میکنن با این سیستم و روال کار؟؟؟؟؟؟؟

راستی تو هم اگه اینا رو خوندی توی خودت بشکن.له شو. اینهمه بخاطر تو زحمت کشیدم. جوابمو خیلی بد دادی خیلییییییی

شاید هیچوقت نبخشمت....

[ سه شنبه 1390/03/10 ] [ 0:21 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
سلام

بخاطر کمبود زمان من فقط مروری بر اقدامات خودم توی این ترم میکنم. انشالله دوستان هم این کارو انجام بدن.

1-  انتخاب جانشین موقت برای هسته علمی روانشناسی برای انجام اقدامات لازم برای فعال سازی هسته

2- فعال سازی هسته و برد

3- همکاری در سری 2 جشن ترنم کوثر به حمایت از کودکان بی سرپرست خانه کوثر

4- راه اندازی تجمع دانشجویی روانشناسی برای برنامه ریزیهای لازم در زمینه مذکور

5- ....

متشکرم از همکاری همه شما عزیزانی که به ما لطف می کنید و از وب ما دیدن میکنید و ما رو از نظرات ارزشمندتون بهره مند میکنید.ممنون

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست.

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.

صحنه پیوسته بجاست

امیدوارم از تک تک دقایق زندگیتون بهره لازمو ببرید.

[ یکشنبه 1390/03/08 ] [ 19:8 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
سلام دوستان

از لطفی که نسبت به من داشتید ممنون. لطف کنید ادرس ها رو درست تایپ کنید تا بتونم پاسختون را براتون ارسال کنم.

مثلا گناباد ایز اگه میشه ادرس درستتون رو ارسال کنید تا با اسختون رو دریافت کنید

با تشکر

[ سه شنبه 1390/01/23 ] [ 19:6 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
سلام دوستان . مطلبی رو انتخاب کردم که فکر میکردم شاید برای کسی مفید باشه.اگه بود به من خبر بدید. راستی در مورد این هم فکر کنیم که همه انسان ها دوست دارندبا اونا طوری رفتار بشه که شایسته اوناست. بهتر نیست ارزشهای انسانی رو زیر سوال نبریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

"

چگونه پس از شکست هاي عاطفي التيام يابيم؟
چگونه پس از شکست هاي عاطفي التيام يابيم؟

ايجاد يک رابطه عاطفي خيـلي آسـان است، امـا بيـرون آمدن از رابـطه اي کـه ديـگر بـه دردتـان نمي خورد و التيام يافتن از آن کار خيلي سختي است...
وارد شدن بـه رابـطه خيـلي آسـان است، امـا بيـرون آمدن از رابـطه اي کـه ديـگر بـه دردتـان نمي خورد و التيام يافتن از آن کار خيلي سختي است.
بنظر ميرسد بـه هر کجـا کـه نگاه ميکنيد، روابط يا ازدواجهاي بسيـار بـادوامــي را مي بينيد که در حال فروپاشي است. به همين دليل در اين مقاله تصميم گرفته ايم براي کمک به اين دسـته افـراد که هنـوز مراحل التيام و بهبودي از برهم خوردن رابطه شان را طي مي کنند، پيشنهاداتي ارائه کنيم.
اين پيشنهادات از اين قبيل اند:
1) هيچ وقت به رابطه اي که برهم خورده است به چشم يک شکست در زندگي نگاه نکنيد. شکست به اين معني نيست که کار براي شما تمام شده، شکست يعني شما يک فرصت ديگر داريد. شکست به اين معني نيست که خدا شما را فراموش کرده، شکست يعني خدا فکر بهتري براي شما دارد. هميشه شکست هاي گذشته يا کنوني است که شما را به سمت موفقيتي که هميشه آرزويش را داشتيد، راهنمايي ميکند.
2) رويتان را از گذشته برگردانيد و به سمت آينده نگاه کنيد...آينده خودتان. گذشته شما برابر با آينده تان نيست. گاهي اوقات بعد از جدايي در يک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگي مي کنيم، و افکارمان همه و همه خرج آن فردي مي شود که ديگر از او جدا شده ايم. شما زماني بهبودي پيدا مي کنيد که شروع به فکر کردن يا نوشتن در مورد چيزي که از زندگي مي خواهيد کنيد.
3) بدانيد و درک کنيد که هيچ چيز اتفاقي در زندگي آدم روي نمي دهد و همه چيز نظمي الهي دارد. همه افکار، همه لحظات، هر عملي که انجام مي گيرد، هر رابطه و هر پيشامدي که در زندگي شما اتفاق مي افتد، براي اين اتفاق مي افتد که شما را به سمت مرحله بعدي يادگيري و رشد فرديتان راهنمايي و هدايت کند.
4) بدانيد که شما هم در بر هم خوردن رابطه سهم داشته ايد. وقتي رابطه اي موفق نمي شود، هر دو طرف به يک اندازه بايد مسئوليت بر هم خوردن آن را بر گردن گيرند. مهم نيست که اشتباه از طرف که بوده باشد.
5) از تجربيات گذشته درس بگيريد. در همه روابطتان کاملاً هوشيار و آگاه باشيد تا دوباره اشتباهات گذشته خود را تکرار نکنيد.
6) به خاطر درس هايي که در آن رابطه ياد گرفتيد، متشکر باشيد. به فرد مقابلتان به عنوان يک معلم احترام بگذاريد که به شما کمک کرده اين تجربيات را به دست آوري
منبع:http://www.funpatogh.com

[ سه شنبه 1390/01/23 ] [ 19:1 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
يكي بود يكي نبود،

 يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب!

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد...

بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد!

روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند...

يك زخم فيزيكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند.»

 

 

[ شنبه 1389/10/04 ] [ 12:1 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
ورود خزنده نمادهای شیطان پرستی به محیط های دانشگاهی

برخی گزارشها حاکی از حرکت خزنده گروههایی با عنوان "شیطان پرستی" در برخی فضاهای دانشگاهی هستند که در این مکانها لانه گزیده و نمادهای شیطان پرستی را با خود حمل و تبلیغ می کنند. 
به گزارش خبرنگار مهر، مرحله اول حضور هر فرهنگی در یک کشور و جامعه حضور نمادهای آن فرهنگ است و مراحل بعد به حضور مبانی فکری و جهان بینی و رفتارها و اعتقادات مربوط می شود. امروز شیطان پرستی نمادهای خود را به کشورمان رسانده و مانند همیشه برخی پیدا شده اند که با دیدن هر پدیده نو و جدیدی به بهانه "مد" هم که شده به سمت این نمادها رفته و حتی به تبلیغ آنها نیز می پردازند.

شیطان پرستی عنوانی است که هر چند با ورودش به ایران نشان داد که با باورها و اصالتهای بومی ایران همخوانی ندارد اما متاسفانه در بخشی از عرصه عمومی جامعه مشاهده می شود و تاسف مضاعف اینکه حضور گروههایی تحت این عنوان و یا با عناوینی دیگر اما متضمن نمادهای شیطان پرستی در برخی فضاهای دانشگاهی کشور قابل مشاهده است.

مدیران فرهنگی دانشگاهها اگر بازدید شبانه ای از خوابگاههای دانشجویی داشته باشند مشاهده خواهند کرد که از برخی اتاقها هر چند اندک اما صدای موزیک Black Metal هم شنیده می شود .

اگر سری به دانشگاهها بزنیم ، هر چند کم ، اما قابل توجه هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه نمادهای شیطان پرستی را حمل می کنند اما گویا کسی آنها را نمی بیند. مدیران فرهنگی دانشگاهها اگر بازدید شبانه ای از خوابگاههای دانشجویی داشته باشند مشاهده خواهند کرد که از برخی اتاقها هر چند اندک اما صدای موزیک Black Metal هم شنیده می شود . Black Metal موسیقی اصلی شیطان پرستان در غرب است.

نمادهای شیطان پرستی از انگشتری ها و حلقه های گوشواره ای گرفته تا انواع پوششهای مخصوص شیطان پرستی که از دروازه های میهن توسط سوداگران وارد می شوند و خود را بر قامت بخشی هر چند اندک از سرمایه های انسانی کشورمان غالب کرده و با فیلمها، عکسها، موسیقی های خاص و ... فضای فرهنگی را متاثر کرده اند. البته این نمادها فقط فضای دانشگاه را آزار نمی دهند و در شکل وسیع تری جامعه را متاثر کرده اند.

برگزاری همایشهای مختلف در بررسی و نقد شیطان پرستی در دانشگاهها توسط تشکلهای دانشجویی حاوی این پیام است که دانشجویان تا حدی این خطر را احساس کرده اند. همایشهایی نظیر بررسی تهدیدات فرهنگی، در نقد فرقه شیطان پرستی در دانشگاه پیام نور ارومیه، نقد شیطان پرستی در دانشگاه لرستان، سلسله سخنرانیها در باب شیطان پرستی در دانشگاه الزهرا (س)، همایش بررسی تهدیدات فرهنگی در نقد فرقه شیطان پرستی در دانشگاه تبریز، همایش نقد و بررسی گروه شیطان پرستی با حضور حجت الاسلام موسوی هوایی در دانشگاه خیام مشهد از آخرین برنامه هایی است که در این باب در دانشگاهها برگزار شده است.

آنچه در غرب به عنوان شیطان پرستی متولد شده است هیچ جایگاهی نسبت به باورهای مذهبی و اعتقادی و رفتارهای بومی و اجتماعی یک ایرانی اصیل ندارد اما وقتی گفته می شود در کشورمان ایران شیطان پرست ها حضور دارند یک واقعیتی است که باید به اندازه خودش مورد توجه قرار گیرد. یعنی متولیان فرهنگی نه آن را نفی کنند و نه بزرگتر از آنچه که هست جلوه دهند.

با وجود اینکه مبانی شیطان پرستی در غرب با آنچه که امروز در کشورمان به طور پراکنده در این باره می شنویم و می بینیم تفاوت ماهیتی دارد ، اما بروز نمادهای شیطان پرستی زنگ خطری برای نهادهای فرهنگی و هشداری برای دستگاههای نظارتی و امنیتی است.

عیبی هم ندارد اگر ناظران و سیاستگذاران فرهنگی کشورمان سری به خیابانهای شلوغ شهر مانند خیابان انقلاب تهران بزنند و اجناس CD فروشهایی که شاید هم نمی دانند که چه می فروشند را بررسی کنند. البته قبل از آن مقداری درباره آداب و مناسبات شیطان پرستهای غربی نیز مطالعه کنند و سپس به قضاوت بنشینند. آن CD فروش شاید فقط یک عامل جزء باشد اما چه کسی باید او را از خیانتش آگاه سازد؟

http://www.jahannews.com/vdcbw8b9.rhbgapiuur.html

[ چهارشنبه 1389/09/17 ] [ 10:30 ] [ دانشجوی روانشناسی ]

در پی اهانت وقیحانه ی اوباش بی فرهنگ آمریکایی به کاملترین کتاب آسمانی و تعرض وحشیانه به ساحت مقدس قرآن کریم با تلاوت سوره ی مبارکه حشر اقدام ننگین آن بی شرمان را به خدا واگذار میکنیم به پیروان قرآن اطلاع دهید

باشد که ملت غیور ایران مانند همیشه  در صحنه حضور یابند و این اقدام بی شرمانه را سرکوب کنند.

هر چند این اقدام انان  به مثابه ناتوانی انها ست.

[ پنجشنبه 1389/06/25 ] [ 22:43 ] [ دانشجوی روانشناسی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ در زمينه روانشناسي توسط دانشجويان رشته روانشناسي دانشگاه پيام نور خراسان رضوي - مرکز گناباد تهيه گرديده است. پذیرای همه اطلاعات در زمینه روانشناسی و بهبود و ارتقای زندگی هستیم. لذا از تمامي علاقه مندان دعوت به همکاري مينماييم.
از تمامی دوستانی که سوالی از من(مدیر وبلاگ) دارند, تقاضا میشود با ایمیل مکاتبه نمایند.متشکرم
************
بياييد زندگي را امروز آغاز كنيم!

بياييد امروز خطر كنيم!

همين امروز كاري بكنيم!

اجازه ندهيم كه دچار مرگ تدريجي بشويم!

شاد بودن را فراموش نكنيم!
(پاپلو نرودا)


×××××××××××××××××
دکتر علي شريعتي
اگر قادر نيستي خودرابالا ببري همانند سيب باش تاباافتادنت انديشه اي رابالا ببري ...
×××××××××××××××××



امکانات وب